مقاله صفر حیدرلو
فرهیخته ای از دیار وفس
نویسنده: صفر حیدرلو
1- مقدمه
آنجا محل تولد من است. روستای وفس را می گویم، روستایی زیبا واقع در استان مرکزی. روزهای کودکی من در کوچه باغهای زیبای این روستا گذشت. صدای هیاهوی بازی و خنده های بلند بلند کودکانه من و دوستانم هنوزدر گوشم طنین اندازاست. چقدر آن روستا را دوست دارم. امروزاز اینکه روستا همچنان پابرجااست، بسیار خوشحالم. از اینکه می توانم گاه گاهی به این روستا سربزنم و خاطرات کودکی را زنده کنم، بسیار شادمانم؛ اما واقعیت آن است که نمی توانم بگویم نگران روستا نیستم. گذشته از نگرانیهای مربوط به تغییرات شرایط زیست محیطی که تمامی روستاها را تهدید می کند و روستای وفس نیز ازاین مساله، مستثنی نیست؛ ولی من در کنار این دغدغه ها، دغدغه فرهنگ وفس را دارم؛ چراکه خوشبختانه، در حال حاضر با آگاهی های ایجاد شده، دیگر می توان گفت که بسیاری از مردم بر اهمیت حفظ محیط زیست واقف و آگاهند و نیز ارگانها و سازمانهای اداری و سازمانهای مردم نهاد برای حمایت از محیط زیست وجود دارند؛ لیکن، از بین رفتن فرهنگ روستای وفس بسیار آرام و بی سر و صدا صورت می گیرد و در این میان، از بین رفتن گویش خاص این روستا به عنوان جزیی مهم از فرهنگ آن، بسیار موجب نگرانی است.
کمی کنجکاو شدم؛ آیا تلاشی برای حفاظت از فرهنگ وفس صورت گرفته است؟ خوب که نگاه می کردم، به خوبی حس می کردم که چقدر نیازاست که جوانان امروز را با فرهنگ وفس آشنا کنیم. به نظر می رسید که این کار را باید با زبان جوانان امروز انجام داد. و این زبان، زبان دنیای مجازی و اینترنت است؛ برای همین است که به فکر ایجاد یک وبلاگ تخصصی با موضوع فرهنگ وفس به نام وفسیها افتادم و به یاری خدا آن را در اسرع وقت ایجاد کردم. بعد از آن، به دلیل استقبال گسترده جوانان از شبکه های اجتماعی به فعالیت در این شبکه ها و نیزایجاد یک صفحه تخصصی برای فرهنگ وفس در ایستاگرام پرداختم؛ در این میان، کمبود بزرگی که وجود داشت؛ یک محتوای معتبر و مطلوب در مورد فرهنگ روستای وفس بود که بتوان آن را در وبلاگ و شبکه های اجتماعی قرار داد و فرهنگ زیبای وفس را به طیف وسیعی از مخاطبان شناساند. این بود که مشغول به جستجو در میان منابع فرهنگی کشور شدم. به دنبال منابع معتبر در خصوص فرهنگ وفس به تمامی بانکهای اطلاعاتی و کتابخانه ها سر زدم و در این اثنا بود که با مجموعه ارزشمندی از تالیفات وفسی رو به رو شدم که واقعا کم نظیر و بی مانند است؛ گنجینه ای فرهنگی که توسط استادی عظیم الشان تالیف و به وفسی های عزیز تقدیم شده است؛ بله این استاد ارزشمند و نیکنام، آقای عزیز اله سمیعی است؛ فرهیخته ایکه دلسوزانهبه احیای فرهنگ وفس پرداخته و در این راه، همت ها به خرج داده است.
به این صورت بود که من، از آن به بعد، از مطالب استاد، پستها می ساختم و آنها را در صفحه اینستاگرام خود قرار می دادم و هر بار شاهد استقبال بیشتر جوانان از این صفحه و افزایش دنبال کنندگان آن می شدم. البته، استفاده از نتایج زحمات استاد و تالیفات ایشان توسط بنده، محدود به این نبود، بلکه از مطالب ایشان در سایر شبکه های مجازی مثل واتساپ و گروهی که در آن تشکیل داده بودم، نیز بهره ها برده و می برم. این گونه بود که من به همراهی استاد، نهضت زنده کردن فرهنگ وفس را شروع کردیم. البته با کمک تعالیم و تالیفات استاد.
در حال حاضر، هر روز، پستهای حرفه ای با منبع معتبر تالیفات استاد را برای قرار دادن در شبکه های اجتماعی آماده می کنم. هر گاه لازم باشد، با استاد تعامل نموده و از نظرات مشورتی و پیشنهادات ارزنده ایشان، فیضها می برم. گاه با استفاده از تعالیم استاد، یک موضوع را به بحث و مناظره در میان مخاطبان می گذارم و نهایتا، پاسخهای درست را از مطالب استاد، استخراج نموده و در معرض دید مخاطبان قرار داده و ذهنشان را روشن می کنم. این همه اقدام در راستای احیای فرهنگ وفس را مرهون وجود گران قدر استاد سمیعی هستم؛ به همین خاطر، تصمیم گرفتم، آن مقدار از شناختی که از شخصیت، زندگینامه و تالیفات ایشان برای خودم ایجاد شده است را در اختیار دیگران هم قرار دهم تا همه با این فرهیخته پر تلاش از دیار وفس آشنا شوند.در قسمتهای مختلف این مقاله، سعی کرده ام، شناختی هر چند مختصر از زندگینامه و تالیفات و نحوه کمکشان به اقدامات فرهنگی اینجانب در راستای احیای فرهنگ وفس بپردازم؛ هرچند که سخن نمی تواند آنچنان که باید، شان و بزرگواری و ارزش کار این چنین بزرگانی را ادا کند.
2- زندگینامه
عزيزالله سميعي فرزند شادروان عبدالعلي،درسال 1329 خورشيديدرروستاي وفس ازتوابع شهرستان اراك به دنياآمد، پدرش معلم بود و در دبستانهای شاپور و هدایت سابق اراك تدریس می کرد. مادرش نیز، دختراسدالله صحیفی مدیردبستان رودکی وفس بود(که از اراک به کمیجان و از کمیجان به وفس به جای مرحوم بینش زنجانی انتقال یافته بود)و در آن روزگار، که کمتر کسی سواد داشت، زن باسوادی بود و گاهی به پدرش کمک هم می کرد؛ بنابراین، عزیزاله در خانواده ای کاملا فرهنگی به دنیا آمده بود و فرزند دوم این خانواده بود؛ اما متاسفانه، مادر عزیزاله وقتی که او خیلی کوچک بود، دیده از جهان فروبست و به همین دلیل عزیزاله کوچک و خردسال تا سه سالگی تحت توجهات و مراقبتهای مادربزرگش که خاورخانم نام داشت، قرار گرفت. او کودکی کنجکاو و پرسشگر بود و به دلیل شغل پدر،ايام كودكي رادر روستاهاي وفس و ميلاگرد(ميلاجرد) سپري نمود و سپس با سكونت خانواده دراراك،تحصيلات متوسطه رادر رشته رياضي در دبيرستان مجيدي آغاز کرد. او همیشه جزء دانش آموزان ممتاز این مدرسه بود. اگرچه رشته تحصیلی او در دبیرستان، ریاضی بود؛ لیکن همواره کتابهایی درزمینه های علمی؛ مانند علم نجوم نیز مطالعه می کرد؛ همچنین او گاه گاه، شعر می سرود و نیز داستانهای کوتاه می نوشت. او آنچنان در حوزه ادبیات فارسی، مستعد و شایسته بود که در اکثر موارد، تحسین و تمجید دبیران و معلمان ادبیات را برمی انگیخت و گاه دبیران از شنیدن و خواندن انشاهای زیبای عزیزاله شگفت زده و متعجب می شدند.
عزیزاله درسال 1348
تحصیلات متوسطه رابا موفقیت و درخششی چشمگیر به پایان رسانيد و در همان سال، دررشته شيمي دردانشسراي عالي تهران پذيرفته شد و درسال 1352 در اين رشته نیز با همان سطح عالی و ممتاز، فارغ التحصیل شد.
درسال 1354، عزیز اله جوان و تحصیل کرده، پس ازگذراندن دوسال خدمت نظام دركسوت افسران وظيفه، درشهرستان گچساران (دوگنبدان) از توابع استان كهكيلويه و بويراحمد به استخدام آموزش و پرورش درآمد و درشهر مزبور و شهرهاي تهران وخمين به تدريس شيمي و فيزيك پرداخت. بعدها، عزیزاله با استعداد، با شخصی پژوهشگر به نام مرتضی فرهادی آشنا شد و هم او جرقه پزوهش درامور اجتماعی وگویش را در ذهن عزیزاله پدید آورد. استاد عزیزاله سمیعی در این خصوص چنین می گوید:جرقه پزوهش دراموراجتماعی و گویش توسط همکار گرانمایه ام جناب دکترمرتضی فرهادی استادتمام دانشگاه علامه طباطبایی-که ایشان برنده چندین کتاب سال است-زده شد و هماکنون نیز از رهنمودهای ایشان بهره میبرم .
دیری نپایید که جرقه ای که یک روز دکتر فرهادی در ذهن عزیزاله ایجاد کرده بود، او را به پژوهشگر و مولفی توانا در عرصه فرهنگ و علوم اجتماعی و نیز تاریخ تبدیل نمود. در این میان، علاقه مندی و تعلق خاطر همیشگی عزیزاله به روستای کودکی اش، وفس، موجب شده بود که هرگز از فکر زنده نگاه داشتن فرهنگ آن سرزمین غافل نباشد؛ قلذا با دلسوزی و استواری به تالیف آثار فرهنگی خود در این زمینه پرداخت. البته لازم به ذکر است که تالیفات فرهنگی و تاریخی استاد عزیزاله سمیعی، منحصر و محدود به روستای وفس نیست و در ادامه مقاله از سایر تالیفات ایشان نیز نام برده خواهد شد لیکن، با توجه به موضوع این مقاله که اختصاص به روستای وفس دارد، ناگزیر به تالیفات وفسی ایشان توجه بیشتری شده است؛ اما همانطور که ذکر شد، این به معنای انحصار تالیفات این پزوهشگر برجسته در حوزه فرهنگ و ادبیات وفس نیست و چنانچه خواهد آمد، ایشان به تالیف و پژوهش های ارزشمندی در خصوص سایر ممالک و مناطق نیز پرداخته اند.
3- تلاشهای بی مانند برای فرهنگ وفس
ازسال 1374 بود که استاد عزیزاله سمیعی، پژوهشهای ارزشمندش را درباره زبان،فرهنگ تاريخ و جغرافياي تاريخي منطقه وفس آغاز نمود و با تلاشهای بی دریغ و شبانه روزی، به خلق آثاری پرداخت که بتواند فرهنگ وفس را برای همیشه در تاریخ مردم ایران، حفظ و بیمه کند. به جرات می توان گفت که این تلاشها به احیای فرهنگ وفس؛ به خصوص در برخی از جنبه ها که روی به فراموشی گذارده بود؛ انجامیده است. مهم ترین حاصل چنین کوششهای خستگی ناپذیری، تالیف دو جلد كتاب بی نهایت وزین و گرانبها بدین شرح است:
1ـفرهنگنامه ي زبان وفسي در 900 صفحه
2ـتاريخ و جغرافياي تاريخي بلوك وفس در 800 صفحه
كتاب فرهنگنامه،مشتمل است برمقدمه اي به زبان وفسي و ريشه هاي آن،فرهنگ واژگان وفسي بامعني و نمايش تلفظ آنها با آوانوشت (فونتيك) و اعرابگذاري،مشخص كردن جايگاه هر واژه در گويش با ذكر مثال،انطباق بسياري از واژگان وفسي با واژگان متداول درگويشهاي :كرديـ لريـ گيل و ديلم و متون كهن پارسي و پهلوي و ذكرنكات دستوري و ساختاري،بخش ترانه ها،اشعارمحلي وضرب المثلها و نیز بخش افسانه هاي كهن مردم وفس.
كتاب تاريخ و جغرافياي دهستانهاي وفس، بزچلو و شراء را كه درسال 1355 در حدود پنجاه صفحه ارایه گردیده است. این کتاب، بخش وفس و نيز سيماي فرزانگان آن بخش را شامل مي شود.
علاوه بر این، بخشی از کتاب فرهنگنامه تحت عنوان برخي از باورها وضرب المثلهاي مردم وفس درفصلنامه تحقيقات فرهنگيـ هنري استان مركزي موسوم به راه دانش در شماره مسلسل 9 دوره زمستان سال 1380 به چاپ رسيده است و درحدود 90 صفحه ديگر آن نيز تحت عنوان،شعرها،زمزمه ها و افسانه های مردم وفس به نشريه ي مذكور ارائه گردیده است.(منبع: وبلاگ شخصی مولف و پژوهشگر عزیزاله سمیعی)
من به عنوان یکی از اهالی روستای وفس که به دنبال انجام کارهایی برای یادآوری فرهنگ وفس بودم؛ وقتی با تالیفات ارزشمند این استاد ارجمند آشنا شدم به سرعت و با انگیزه کار را شروع کردم. تمامی فعالیتهایی که در مسیر احیای فرهنگ وفس در شبکه های اجتماعی آغاز کرده بودم را با محتواهای ارزشمند استاد، غنی نموده و معتبر و هدفمند کردم. در این راستا، از تالیفات استاد، بسیار بهره برده و مستفیذ شدم و بیشترین استفاده ها را از کتابهای زیر بدین شرح بردم:
3-1- کتاب تاریخ منطقه وفس:
از این کتاب ارزشمند، استاد سمیعی و اطلاعات معتبری که در جهت احیای فرهنگ وفس ارایه می کند، درپیج رسمی تات_وفس با 4100 دنبال کننده، استفاده کردم. تلفیقی از مطالب استاد با شور و شوق فرهنگ دوستانی که این صفحه را دنبال می کنند، رونق خاصی در ایجاد روحیه زنده نگه داشتن فرهنگ منطقه وفس در دل بومیان به دنبال داشته و استقبال زیادی به همراه آورده است، به طوریکه در هر هفته، سه الی چهار پست از اطلاعاتاینکتابدر صفحه رسمی مذکور قرار می گیرد.
3-2 دانشسرای زبان تاتی؛فرهنگ مردم وفس
با استفاده از مطالب این کتاب در شبکه های اجتماعی فعالیتهای مفیدی را از سر گرفتیم که از جمله آن می توان به شروع آموزش زبان وفسی با منبع معتبر و مطمئن، ترویج فرهنگ مردم وفس و شناساندن منطقه جغرافیایی وفس اشاره کرد.
بدین طریق است که علم استاد و ماحصل یک عمر، پژوهشهای دلسوزانه او در خصوص منطقه وفس به یاری ما آمده است. اکنون تمامی جوانان و علاقه مندان به روستای وفس و فرهنگ آن می توانند تعالیم استاد را با در دست داشتن تلفن همراه خود، دریافت نمایند. تعالیم استاد، به آنها می آموزد که منطقه وفس چه تاریخی داشته است، از نظر جغرفیایی در کجا واقع شده است؛ چه فرهنگی بر آن حکمفرماست و هزاران اطلاعات فرهنگی و اجتماعی دیگر.
4- نگاهی به سایر تالیفات و پژوهشهای استاد
اگرچه رویکرد اصلی این مقاله، بازگو ساختن تلاشها و ارزش مجاهدت علمی و فرهنگی استاد در زمینه حفظ فرهنگ روستای مادری خود وفس است؛ لیکن، دل تاب آن ندارد که از سایر تالیفات استاد یاد نشود. در واقع همانطور که ذکر شد، تالیفات و پزوهشهای استاد، محدود و منحصر به روستای وفس نیست و سایر پژوهشها و تالیفات ارزنده و برجسته ایشان را می توان به این شرح برشمرد:
-کتاب هزار و پانصد صفحه ای دانشنامه رجال کمره و جاپلق که در دوجلد هفتصدو پنجاه صفحه ای توسط انتشارات نوای دانش اراک چاپ و انتشار یافته است.
- اثار دیگری چون: اشیای ناشناس پرنده یا یوفوها (ترجمه ) و نخبگان و برجستگان ورکان ( شهرستان محلات ) و مغز ومعمای خودآگاهی ( گردآوری و ترجمه ) و نیز کتاب نخبگان و برجستگان وردپاتگان ( شهرستان گلپایگان) که در دست چاپ است.
5- افتخارآفرینی های استاد
هرچند زبان از گفتن ارزش اشخاصی مثل عزیزاله سمیعی که در جوامع انسانی، حضور آنها به ندرت اتفاق می افتد، قاصر است و هیچ قدردانی نمی تواند حق مطلب را برای تشکر از امثال ایشان فراهم سازد؛ لیکن، علم استاد که با علاقه او به مردم و اجتماع و هنر نمایی خاص او در تبیین و توضیح مسایل آمیخته شده است، بارها لبها را به تمجید، تحسین و تشویق گشوده است. نمی توان تعداد این تشویقها را شمرد؛ چراکه بسیار کثیر و متعددند. ایشان درزمینه آموزش شیمی در دبیرستان و پیش دانشگاهی های خمین و تهران بارها و بارها مورد تشویق و تقدیر قرار گرفته اند و درزمینه تالیفات نیز به کرات مورد تقدیر واقع شده اند؛ برای نمونه،دو مرتبه تقدیر از سوی مدیران کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خمین، به دلیل تالیف کتاب هزار و پانصد صفحه ای دانشنامه رجال کمره و جاپلق که توسط انتشارات نوای دانش اراک چاپ و انتشار یافته است و دیگری به دلیل تالیف کتاب دانشنامه زبان تاتی مردم وفس در هشتصد صفحه و کتاب تاریخ منطقه وفس که هر دو توسط انتشارات پرپروک خمین انتشار پیداکرده است.
اخیرا نیز در تاریخ بیستم فروردین ماه هزاروچهارصد و یک؛ مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان مرکزی به همراه فرماندار و رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خمین درمنزل استاد حاضر شده و به مناسبت هفته هنر اسلامی، از ایشان به دلیل تالیفات و پژوهشهای ارزنده شان تقدیر شایسته به عمل آوردند.
به راستی، منطقه وفس باید به داشتن فرزندان شریفی چون استاد عزیزالله سمیعی افتخار کند؛ فرزند پاک سرشتی که دیار مادری خود را قدر می داند و فراموش نکرده و دلسوزانه و آگاهانه به تثبیت فرهنگ آن پرداخته است. این نشانه علاقه و عشق وافر استاد به زادگاهش است؛ آنچنانکه در سروده زیبای خود تحت عنوان زادگاهم، وفس که استاد آن را در سال 1384 سروده است؛ علاقه عمیق خود را نشان داده و در کنار هنرنمایی پرمغز و زیبایی که در به تصویر کشیدن تاریخ وفس در این شعر دارد، مظلومیت این منطقه و احساس دلسوزی خود نسبت به آن را چنین نمایان می سازد:
ای زادگاه من، تو كهن سال خِطّه ای.
از خاطرات دور، چه در دل نهفته ای؟
ای سرزمینِ مسجد و علم خدا و دین.
با گویشت، چو در انگشتری نگین!
یاد آوری كه در آن روزگارِ دور،
اندر هجوم فتنه و آن حاكمانِ زور،
بودی پناهگاه و چراگاه و كِشتگاه،
رود روان و باغ بهشت و شكار گاه،
دادی پناه، تا كه در آن عصر جنگ و مرگ،
مردم بر آورند نانِ نهالان خود ز سنگ.
گل پونه های عشق، شكوفا زخاك تو.
چو شد هزار چشمه ی رخشان به پای تو.
ای كوهِ گا ِنوَه ، تو ای آینه بار وفس!
دیدید لشگر مغول و حال زارِ وفس؟!
دیدید آن عساكر عثمانیان به وفس؟!
فریاد ز آن لَهیبِ آتش و خون در میان وفس!
مانَد همیشه آن خروشِ شهادت به كوه و دشت!
بادا همیشه مرگِ ستم پیشه گانِ پَست!
آری، در آن هجوم بر آن ساكنان وفس،
زیر زمین و غار به شد جان پناهِ وفس.
تا نسل ها، چو سبزه بروید به جایشان.
تا بشكفد، هزار غنچه ی عشق از فنا یشان.
6 . سخن آخر: یک درس مهم از استاد
در پایان، شایسته است، که نصیحت و پند مهمی که بارها آن را از زبان استاد گرانقدر شنیده ام برای خوانندگان محترم بازگو نمایم:
نکته بسیارمهم درمورد هر زبان و گویشی این است که اگر با ان سخن گفته نشود؛یعنی حرف زده نشود؛ آن زبان یاگویش به تدریج فراموش شده وخاموش میشود. الان ما دستور زبان و بسیاری از واژگان پهلوی و اوستایی و پارسی باستان راداریم؛ ولی این زبانها خاموش اند وکسی با آنهاسخن نمیگوید. جوانهای وفس که درشهرها ساکن هستند؛ باید درمواقعی که به سرزمین آبا واجدادی خود می آیندسعی کنند که با گویش وفسی سخن بگویند .
کپی و حق انتشار کسی ندادم به خاطر بی فرهنگی بازی در روستای وفس دیگر کار با پیچ را نیز تعطیل کردم .
روستای وفس اول باید در راستای فرهنگ کار بشه بعد تمدن
بیایم در روستای وفس باهم بخندیم ن این که به هم دیگر بخندیم
مدیر و وبلاگ : صفر حیدرلو پسر اکبر حیدرلو (ملا)